Apr 6, 2006

سفر به قطب شمال-12

بعد از جابجا کردن وسایل مان یک تاکسی گرفتیم و یک گشت خیلی کوتاه اطراف روستا زدیم و این عکس ها را گرفتم . راننده تاکسی یک مرد ژاپنی بود و 5 سال بود که در بئرو زندگی می کرد و از زندگی اش در آنجا راضی به نظر می رسد. کرایه تاکسی هم گران تر از بثل بود . مثلا برای مسافت طولانی در بثل که ما 8 دلار می دهیم آنجا برای مسافت خیلی کوتاه 6 دلار می گرفتند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-11

این ساختمان هتل است که البته عکس آن را روز آخر گرفتم . بئرو سه تا هتل داره که قیمت هایشان خیلی بالاست . من و دوستم یک اتاق به همراه آشپزخانه داخل آن ، اجاره کردیم و شبی 200 دلار بابت آن پرداخت کردیم . فقط یک بار در رستوران غذا خوردیم و بقیه روزها خودمان آشپزی کردیم . صرف نظر از قیمتش ، هتل خیلی خوبی بود. البته یک تفاوت عمده با همه هتل های دنیا داشت که به محض ورود به ساختمان هتل باید کفش هایت را در می آوردی و پابرهنه وارد هال می شدی و به اتاقت می رفتی . علتش هم این است که برفهای چسبیده به ته کفش و چکمه ، محوطه را کثیف و آبکی نکند که نیاز به تمیز کردن در طول روز داشته باشد. البته این کار یک جور احساس ورود به " خانه " را در آدم ایجاد می کرد Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-10

از فرودگاه که بیرون آمدیم تا به هتل برویم هوا این طوری بود . منهای 25 درجه سانتی گراد که وزش باد آن را به منهای 30 درجه رسانده بود. البته این تصویر برای من عجییب نبود چون همان طور که دیده اید بثل خیلی از روزهای زمستان این طوری بود Posted by Picasa

Apr 5, 2006

سفر به قطب شمال -9

اطراف درهای ورود و خروج ساختمان فرودگاه، قطعات حلبی به صورت دایره ای که در عکس دیده می شود، گذاشته شده است تا از ورود برف در اثر وزش باد به داخل و همین طور انباشته شدن آن مقابل در ، جلوگیری کند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -8

داخل سالن فرودگاه بئرو Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -7

قسمت تحویل بار . آقایی از پشت پرده چمدان ها را روی سکو می گذاشت که تا من می آمدم عکسش را بگیرم پرده سیاه مانع می شد Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -6

ساختمان فرودگاه Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -5

هواپیما در باند فرودگاه بئرو به زمین نشست Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-4

سفر من با هواپیما و از انکریج به فیربنکز و از فیربنکز به بئرو انجام شد. این تنها راه برای رفتن به بئرو است . تعداد مسافران بئرو مجموعا کم است و به همین خاطر پرواز میان انکریج و بئرو با توقف یک ساعته در فیربنکز امکان پذیر است . تعداد مسافران هواپیمایی که من مسافرش بودم 26 نفر بود که 7 نفر از مسافران در فیربنکز پیاده شدند و 19 نفر باقی مانده عازم بئرو شدند. . روزانه فقط دو پرواز رفت و برگشت به بئرو هست که یکی از آنها صبح و دیگری شب انجام می شود. کل پرواز میان انکریج تا بئرو دو ساعت بود و علاوه بر آن ، هواپیما به مدت یک ساعت در فیربنکز توقف داشت. تقریبا ساعت 9 و نیم صبح روز شنبه اول آوریل بود که من به همراه دوستم وارد فرودگاه بئرو شدم . فرودگاه بئرو دقیقا مثل فرودگاه بثل است با این تفاوت که کوچکتر و بدون ویترین صنایع دستی است . همین طور محل گرفتن چمدان در این فرودگاه بدون ریل است . در واقع از پشت پرده سیاه ، فردی چمدان ها را که از هواپیما خارج کرده اند با دست به بیرون از پرده هدایت می کند ، بی آنکه چمدان ها روی ریل بار بچرخند.روز اول، هوای بئرو منهای 25 درجه سانتی گراد بود . البته وزش باد شدید درجه سرما را به منهای 30 درجه سانتی گراد رسانده بود. از پشت پنجره فرودگاه که به بیرون نگاه کردم تابلوی هتلی که از قبل رزرو کرده بودیم در فاصله چند قدمی از فرودگاه دیده شد. بنابراین نیازی به کرایه کردن تاکسی نبود و قدم زنان به سمت هتل رفتیم . تصویر زیررا لحظاتی قبل از فرود هواپیما در باند فرودگاه بئرو گرفتم Posted by Picasa

Apr 4, 2006

سفر به قطب شمال-3

فکر کنم با این عکس بهتر بتوانید فاصله برخی شهرهای مهم را از قطب شمال بخوانید. به عنوام مثال فاصله بئرو تا لس آنجلس 2 هزار و 945 و با شیکاگو 3 هزار مایل پرواز هوایی است . فاصله بئرو تا پاریس هم نوشته شده است که 4 هزار و 85 مایل است . البته این پرواز از بالای قطب انجام می شود . فاصله این نقطه با گرینلند هم، یک هزار و 520 مایل پرواز هوایی است Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -2

بئرو شمالی ترین نقطه در امریکای شمالی ، نزدیک ترین نقطه به اقیانوس منجمد شمالی ، دورافتاده ترین و سخت ترین محل زندگی در جهان محسوب می شود. در حاشیه قطب شمال و به عبارتی شمال آلاسکا ، مجموعا 8 روستا با جمعیت کل 7 هزار و 470 نفر وجود دارد که اکثر ساکنان آن ، اسکیمو هستند که " اینیوپیئت" خوانده می شوند. بئرو با جمعیت 4 هزار و 580 نفر پرجمعیت ترین روستا در منطقه قطب شمال است که به لحاظ داشتن امکانات درمانی ، نقش " شهر " را برای 7 روستای دیگر در قطب شمال ایفا می کند. عکسی که می بینید یکی از میدان های اصلی بئرو است که جهت و فاصله برخی شهرهای مهم دنیا ازجمله نیویورک و پاریس را نشان می دهد. در بالای تابلو نمادی از جغد قطبی قرار داده اند به این دلیل که بئرو به زبان اسکیمویی " یوکپیاگویک "خوانده می شود . این کلمه به معنی جایی است که جغدهای قطبی را شکار می کنند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -1

دوستان عزیز سلام . من دو سه ساعت است که از سفر به قطب شمال برگشته ام . اگر به نقشه زیر نگاه کنید در بالاترین نقطه نقشه ، در حاشیه اقیانوس منجمد شمالی، اسمی را به نام " بئرو" می بینید .من چهار روز گذشته در این روستا بودم و برایتان یک عالمه عکس و فیلم گرفته ام Posted by Picasa

Mar 31, 2006

سمبوسه

اول این که من 5 روز در بثل نیستم . دوم این که اینجا، تالار فرهنگی کتابخانه بثل است که معمولا محل برگزاری کنفرانس و اکران فیلم است . هرماه در این مکان ، شنبه بازار برپا میشه . این شنبه بازار بیشتر با هدف کمک رسانی به اقتصاد بومی بثل برپا میشه . به این معنی که فرصتی را برای اسکیموها فراهم می کنه که صنایع دستی شون را در معرض دید بگذارند و به فروش برسانند. حدودا 20 یا 25 میز در این سالن وجود دارد که نقش غرفه را دارد. افراد غیر اسکیمو هم می توانند در این شنبه بازار حضور داشته باشند . کرایه هر میز برای اسکیموها 5 دلار و برای غیر اسکیموها 10 دلار است . در این شنبه بازار اسکیموها معمولا صنایع دستی شون را که خیلی خوشگل هم هستند، می فروشند. چیزهایی مثل لباس تابستانی یا زمستانی شامل دستکش و کلاه تهیه شده از پوست حیوانات قطبی ، زیور آلات اسکیمویی دست ساز مثل گوشواره ، دستبند، گردن بند که یا از منجوق ساخته شده اند یا از عاج برخی حیوانات قطبی . البته اینها هیچ کدام ارزان نیستند و به نظر من نباید هم ارزان باشند. بعضی از افراد خارجی یا امریکایی هم در این شنبه بازار حضور دارند و چیزهایی می فروشند مثل عکس هایی از آلاسکا یا اسباب بازی یا نان و شیرینی که در خانه می پزند. تابستان گذشته من و دوستم که فلسطینی است ، خیلی حوصله مون سر رفته بود و دنبال این بودیم که یک کاری انجام بدهیم . یک روز، مسول این شنبه بازار را دیدیم و همین طور که داشتیم باهاش صحبت می کردیم به ما پیشنهاد داد که در این شنبه بازار شرکت کنیم . پیشنهاد او این بود که چون در بثل رستوران مخصوص نیست و عموما امریکایی ها غذاهای خاورمیانه را دوست دارند بهتر است که ما آشپزی کنیم و در این شنبه بازار ، غذاهای سبک بفروشیم . ایده خیلی جالبی بود. آن روز من و دوستم بیش از حد خوشحال شدیم . باهم مشورت کردیم که چه غذایی درست کنیم که ارایه دادن آن راحت باشد و نیاز به بشقاب و کاسه نداشته باشه چون ظرف یک بار مصرف اینجا خیلی گران است . خلاصه بعد از هفت - هشت بار صحبت کردن باهمدیگر به این نتیجه رسیدیم که سمبوسه بپزیم . من مدل ایرانی و او مدل عربی . شنبه بازار اول که شرکت کردیم هر دو یک میز اجاره کردیم و یک تابلوی دست نویس هم زدیم با عنوان " سمبوسه - غذای خاورمیانه " . تبلیغات وسیعی هم در جمع دوستانمون انجام دادیم . چون آنها هر وقت خانه ما مهمانی می آمدند از غذاهای ما خیلی تعریف می کردند. خلاصه هر کداممون 30 تا سمبوسه درست کردیم . و دانه ای یک دلار فروختیم . نمی دونید که چه حس خوبی بهمون دست داده بود!!! نه من و نه دوستم ، به هیچ وجه مشکل یا نیاز مالی نداشتیم اما واقعا پول در آوردن لذت داره . من صادقانه می گویم که دوست دارم کار کنم و پول در بیاورم . حالا فکر نکنید که چه قدر آدم پولکی هستم .دوستانم در ایران من را خب می شناسند . فی سبیل الله ، کم کار نکرده ام . روزنامه سلام که بودم اولینم حقوقم 12 هزار تومان بود و آخرین حقوقم در سال 74 ، 45 هزار تومان . البته سلام کلا این طوری بود . بدترین سیستم مالی !!! و این زمانی بود که از روزنامه همشهری با حقوق 25 هزار تومان رفته بودم روزنامه سلام . این قضیه مال سال 71 است . بعد از یازده سال سابقه کاری در روزنامه ها ، هیچ وقت هم یاد نگرفته ام که قبل از انجام کاری بپرسم که چه قدر پول می دهند. با تمام اینها کلا پول در آوردن را دوست دارم . خلاصه کلام این که آن روز در شنبه بازار کلی ذوق کردیم . تصمیم گرفتیم که ما در این کار فرهنگی - اقتصادی شرکت کنیم . سمبوسه ها با استقبال فراوانی مواجه شدند . بعد چند نفر به ما گفتند که ما خیلی ارزان فروش هستیم و با توجه به گران بودن مواد غذایی در بثل بهتر است که قیمت سمبوسه را بالا ببریم . قیمت سمبوسه ها شد 2 دلار . اول نگران بودیم که کسی نخره اما واقعا دو دلار که در قبال آن همه گوشت و مرغ و سیب زمینی و فلفل و اینها که ما خرج می کردیم چیزی نبود. مشتری ها بیشتر شدند و خیلی ها زیاد می خریدند که در فریزر بگذارند و در طول هفته استفاده کنند. یکی از دوستان ما عاشق سمبوسه های من است چون من خیلی به آنها،فلفل می زنم . همیشه 30 یا 40 تا سمبوسه می خره. این عکس مال ماه قبل است. در باره بخش های دیگر این شنبه بازار، هفته آینده که از مسافرت برگشتم می نویسم Posted by Picasa

Mar 30, 2006

هتل در بثل

عکس زیر ، تابلوی یکی از هتل های بثل است . تابلوی خیلی جالبی است که جهت شمال و جنوب را نشان می دهد. گوزن شمالی هم به خاطر این که از حیوانات معروف آلاسکا است در تابلو به کار رفته است . در بثل تقریبا هشت تا هتل هست که معمولا هم ظرفیت آنها پر است . خیلی از افراد خارج از بثل هستند که برای انجام کارهای پروژه ای به بثل می آیند و در این هتل ها ساکن می شوند. گرچه به نظر می رسد که هتل های بثل باید خالی باشد اما اصلا این طور نیست و معمولا پیدا کردن اتاق خالی در بثل کار سختی است ! به هر حال دهات ما را دستکم نگیرید!!! ضمن این که قیمت هر شب کرایه یک اتاق در این هتل ها بین صد تا صد و پنجاه دلار است. جواب سوالهایی که پرسید ه شده بود به این شرح است
هواپیماهای کوچک فقط برای طی مسافت 150 مایل تا 250 مایلی مورد استفاده قرار می گیرند بنابراین با این هواپیماها نمی توان بین انکریج و بثل مسافرت کرد. اما بین بثل و دیگر روستاها میشه. کرایه یک ساعت این هواپیما در انکریج تقریبا 300 دلار است . هواپیمایی که از بثل تا انکریج پرواز می کنه هواپیمای جت معمولی است . قیمت بلیط آن آن هم بین 300 تا 400 دلار است. کوچکترین هواپیمای جت میان بثل و انکریج 20 نفره است
برای آمدن به آلاسکا هم به ویزای امریکا نیاز است چون آلاسکا یکی از ایالت های امریکاست
درباره گونه های جانوری و زیستی مطالبی در آرشیو دارم . اما دوباره خواهم نوشت
Posted by Picasa

Mar 28, 2006

فرودگاه یخی -2

Posted by Picasa

فرودگاه یخی-1

اینجا فرودگاه یخی انکریج است که محل فراز و فرود هواپیماهای کوچکی است که به جای چرخ ، قالب های اسکی دارند . در تابستان، رودخانه یا دریا باند فراز و فرود این هواپیماها است. در انکریج این هواپیماها بیشتر توسط توریست ها مورد استفاده قرار می گیرد اما در بثل این هواپیماها اغلب مسافران را بین روستاها جابجا می کندPosted by Picasa

Mar 26, 2006

نان و پنیر و هنداونه

این هم شام درست حسابی ما که شامل نان و پنیر و هندوانه و خیار است . تقریبا گران ترین شام دربثل است ! این هندوانه را اگر در بثل می خریدیم باید حداقل 30 دلار خرجش می کردیم تازه اگر پیداش می کردیم ! ما این را در انکریج 10 دلار خریدیم و اگرچه با زحمت آوردیمش اما ارزشش را داشت چون خیلی ترد و خوشمزه بود. اسم نان ها هم ترتیا است . ترتیا ، نان مکزیکی است که خیلی شبیه نان لواش خودمان است . البته ما آن راتست می کنیم . پنیر داخل بشقاب هم پنیر فتا است Posted by Picasa

Mar 25, 2006

بثل در نقشه آلاسکا

بثل را هم در این نقشه می توانید ببینید . راستی من آخر این هفته یک سفر داخل آلاسکا دارم . اگر گفتید کجا ؟ Posted by Picasa

نقشه آلاسکا

دوستان خوبم که کامنت گذاشتید و سال نو را تبریک گفتید خیلی ممنونم. امیدوارم که همه شما هم سال نو را با شادابی آغاز کرده و با سلامتی و دلخوشی ادامه بدهید. جواب سوالها: یکی از دوستان درباره نقشه آلاسکا سوال کرده بود که این نقشه را برایش پیدا کردم .دوستی درباره پمپ بنزین سوال کرده بود. در بثل 3 یا 4 تا پمپ بنزین هست . قابل دسترس هم هستند. در انکریج و دیگر شهرها هم پمپ بنزین به حد کافی هست. نکته این است که بین شهرها جاده وجود ندارد. مثلا بین بثل با دیگر روستاها و دیگر شهرها اصلا جاده ای وجود ندارد که با ماشین سفر کرد. تنها جاده میان انکریج و سوارد و انکریج و فیربنکز هست. بنابراین پمپ بنزین جز در این دو مسیر ، فقط داخل شهرها وجود دارد. قیمت بنزین هم لیتری یک دلار است . زبان اسکیموها ، زبانی صرفا شفاهی بدون ادبیات مکتوب است . اسکیموها به دو زبان یوپیک و چوپیک صحبت می کنند اما تقریبا 20 لهجه در میان اسکیموهای آلاسکا وجود دارد. اکثر آواها و صداها از ته حلق ادا می شود. مجموعا زبان خیلی سختی است . فرهنگ اسکیموها هم به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است . برخی اطلاعات در آرشیو مطالبم در این باره وجود دارد. درباره آمدن به آلاسکا خیلی نوشتم اما باز هم سوال هست. می دانم که خیلی از شرایط ها در ایران مساعد نیست اما من از کشورم فرار نکرده ام . در واقع اگر محل زندگی همسرم جای دیگری جز آلاسکا بود ، من هم الان آلاسکا نبودم. تا قبل از آمدن به آلاسکا واقعا هیچ تصوری از زندگی در اینجا نداشتم . الان تجربه یک ساله زندگی در آلاسکا را دارم و اینجا را برای زندگی کردن دوست دارم . مخصوصا روستای خودمان را . اینها ولی به این معنی نیست که همه جور امکانات اینجا فراهم است . ممکن است یک زمانی برای تحصیل جای دیگری بروم . ولی در کل اینجا را دوست دارم Posted by Picasa

Mar 24, 2006

مصاحبه بی بی سی

اگر روی تیتر مطلب کلیک کنید می توانید مصاحبه ام در رادیو بی بی سی را گوش کنید. از آقای ابراهیم خلیلی ، آقای بهزاد بلور و نازنین جان که زحمت این مصاحبه را کشیدند خیلی ممنونم. مصاحبه در بخش روز هفتم است . اگر خواستید آن را بشنوید باید روی زمان 1:27:32 بروید . کل مصاحبه 5 دقیقه است

Mar 23, 2006

انکریج -4

فصل بهار در انکریج هم دستکمی از بهار بثل نداره Posted by Picasa

انکریج -3

Posted by Picasa

انکریج -2

Posted by Picasa

انکریج -1

انکریج با 272 هزار و 687 نفر جمعیت ، مرکز تجاری و پرجمعیت ترین شهر آلاسکا است . البته اکثر ساکنان انکریج غیر اسکیمو هستند . سلسله کوههایی که انکریج را احاطه کرده اند خیلی زیبا هستند . در واقع از هر زاویه در شهر این کوهها هستند که سریع جلوی چشم می آیند. انکریج فاقد معماری و ساختار شهری تعریف شده است . به عبارتی ساخت و ساز خانه خیلی سیستماتیک و روی اصول نیست . مثلا یک جا وسط مرکز شهر خانه ای بود که حالت کانتینر داشت ! متاسفانه ساخت و ساز خانه در دامنه کوهها در حال پیشروی است و خطر از بین رفتن محیط طبیعی که عامل اصلی جلب توریست است ، وجود دارد Posted by Picasa

Mar 22, 2006

بازگشت از سفر نوروزی -4

و این صحنه ، برای ما لذت بخش ترین صحنه است ! مخصوصا هندوانه هایش! ما 5 تا هندوانه از انکریج خریدیم و به خاطر اضافه وزن زیاد جعبه ها دو تا از هندوانه ها را با خودمان داخل هواپیما بردیم ! مسخره نکنیدا! در پرواز های بثل ، این کار خیلی مرسوم و عادی است Posted by Picasa

بازگشت از سفر نوروزی -3

به رغم همه زحمت و دردسر های خرید و حمل و جابجایی ، وقتی جعبه ها سالم به خانه می رسند خیلی خیلی خوشحال می شویم. زندگی در بثل ، یک خورده آدم را " ندید بدید " می کنه ! مثل من که تا داخل فروشگاه انکریج پا می ذارم می خواهم همه چیز را بخرم بدون این که یادم باشه محدودیت وزن و جا برای حمل آنها داریم . مثلا همیشه به همسرم می گم این چیزهایی که خریدیم فقط برای دو یا سه ماه کافی است ! البته ما که تقریبا هر دو ماه یک بار سفر می رویم اما آن قدر هول زده می شوم که فکر می کنم باید برای یک سال خرید کنیم Posted by Picasa