Apr 12, 2006

سفر به قطب شمال-24

مکانی که می بینید برای یادبود و گرامیداشت یک خلبان و یک مرد سیاح که خیلی شوخ طبع بوده ، بنا شده است . این دو در سانحه سقوط هواپیما در سال 1982 در بئرو کشته می شوند . اینجا یکی از مکان های توریستی بئرو است که مقابل فرودگاه واقع شده است Posted by Picasa

Apr 11, 2006

جواب سوالها

فرزانه جونم : مرسی از توجهت .نقاشی روی زبان نهنگ با مدادی مثل اتود ولی بدون نوک ، انجام می شود. در واقع قسمت نوک تیز فلزی که سر مداد هست ، خراشیدگی های بسیار ظریفی روی زبان نهنگ ایجاد می کند. این نوع نقاشی مهارت خاصی می خواهد چون وسیله ای که با آن نقاشی می شود و همین طور جسمی که روی آن نقاشی می شود هر دوجنس " سخت" دارند و قابلیت انعطاف ندارند . ضمن آن که ضریب خطا در این نقاشی باید پایین باشد به عبارتی اگر اشتباه یا خطایی سر زند قابل پاک کردن نیست
عادل: اطلاعات بیشتری را در کتابم نوشته ام و دوست دارم که زودتر کاملش کنم
سعید : من هم مثل تو از کتابخانه های اینجا تعجب کردم . تازه هر ماه ، کتابخانه ها یکسری کتاب را بیرون کتابخانه می گذارند تا هرکس می خواهد آنها را بردارد بدون اینکه پول بدهد
فرشته جان: جابجا شدن اعداد در متن هایی که می نویسم اعصابم را خرد کرده حسابی . چون هر دفعه یک عالمه وقت می گذارم که درستش کنم اما آخر هم درست نمی شه
علی از تهران: داخل دهان نهنگ چند رشته از این زبانها هست که فکر نمی کنم پشت و رو داشته باشه . تا جایی که من می دانم زبان نهنگ را فقط در مجاور آفتاب قرار می دهند که خشک بشود و روی آن را روغن می مالند که براق شود و سپس نقاشی می کنند
محبوب جونم : من هم از دیدن زبان نهنگ خیلی تعجب کردم و به این فکر افتادم که این اسکیموها چه قدر باهوش هستند و چه طوری به فکرشان رسیده که با نقاشی روی زبان نهنگ هنر آفرینی کنند

Apr 9, 2006

سفر به قطب شمال -23

این آقا هم، اسکیموی دیگری بود که روی زبان نهنگ نقاشی می کرد البته او زبان نهنگ را چاقو کرده بود و قطعات کوچک از آن درست کرده بود Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -22

قسمتی از نقاشی او نشان دادن نحوه شکار نهنگ بود . برای شکار نهنگ از نیزه استفاده می شود به این طریق که به محض دیدن نهنگ ، نیزه باید به طرف او پرتاب شودPosted by Picasa

سفر به قطب شمال -20

در گوشه کتابخانه، این آقا را دیدم که مشغول نقاشی روی " زبان نهنگ " بود. من که اولین بار بود زبان نهنگ می دیدم. زبان نهنگ ها حاوی میزان قابل توجه ای " مو" در دیواره آن است که در عکس تا حدی مشهود است . نهنگ ها برای تغذیه ، دهانشان را باز می کنند و موهای موجود در دیواره زبان آنها مانند یک آبکش ، جانوران ریز دریایی را مثل ماهی های خیلی کوچک و میگو را داخل دهان نگه می دارد . اسکیموها هر وقت ، نهنگی را شکار می کنند معمولا زبانش را برای کارهای تزیینی مثل نقاشی روی آن ، نگه می دارند. نهنگ مهم ترین شکار اسکیموهای ساکن منطقه شمال و شمال غربی آلاسکا است . و اصطلاحا هم یک جمله دارند که می گوید: " ما اسکیموی اینیوپئت هستم ، ما نهنگ هستیم " . در هر مکان عمومی و یا توریستی بئرو ، زبان و یا استخوان سر نهنگ جهت معرفی فرهنگ این دسته از اسکیموها نصب شده بود که بعدا عکس هایش را نشان خواهم داد Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-19

شش دستگاه کامپیوتر هم در این کتابخانه با امکان دسترسی به اینترنت وجود داشت Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-18

تعجب نکنید. در قطب شمال هم کتابخانه هست آن همه مجهز. این کتابخانه در اسل 1998 ساخته شده و دارای 50 هزار نسخه کتاب، ه هزار نسخه فیلم است و سالانه 70 هزار نفر به این کتابخانه می آیند Posted by Picasa

Apr 7, 2006

جواب سوالها

اول یک خبر درباره بثل بدهم و آن اینکه دو روز پیش برف سنگینی بارید. هواتقریبا منهای 15 درجه سانتی گراد اما آفتابی است .روزها خیلی طولانی شده و خورشید ساعت یک ربع به 10 شب غروب می کنه و خبر از درراه بودن تابستان می ده که البته دو ماه طول می کشه تا این تابستان ما از راه برسه
جواب سوالها
قهوه چی : من سه ماه پیش رفته بودم ایران و بنابراین سعی می کنم زیاد برای ایران دلتنگ نشوم . خوشبختانه با مامانم و دیگر اعضای خانواده ام زیاد تماس دارم و این خیلی خوبه. اینجا هم همان طوری است که گفتی . با وجود شرایط آب و هوایی خاص، امکانات زندگی تقریبا فراهم است . فقط مشکلاتی ناشی از سرما مثل یخ زدن منبع آب و لوله و چیزهایی مثل این زیاد اتفاق می افتد
دریا جونم : من خودم هنوز سوار هواپیمای کوچک نشده ام ولی حتما ظرف هفته های آینده این کار را خواهم کرد. امیدوارم ! ولی شنیده ام که احساس ناامنی به خاطر تکان زیادی که این هواپیماها می دهند ، وجود دارد
محبوب جان تو بیا اینجا ما نمی گذاریم در بیابان یخ بزنی حداقل جلوی خانه ما چادر می زنی . چه طوره دوست جون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد: در بثل یک رودخانه خیلی بزرگ هست . راستش من از کشتیرانی سر در نمی آورم . درباره قایق رانی مطالبی در آرشیو جون یا جولای دارم . یک ذره بلد شده ام که قایق برانم . اگر اطلاعاتی هم در این باره پیدا کردم می نویسم
نازنین جونم : بگو ببینم که از زیور آلات اسکیمویی چی می خواهی ؟ تو بگو حالا کی می آره ؟؟؟؟؟؟؟؟ البته می دونم که منظورت چی بوده .بی شوخی برایت خواهم آورد
الناز جونم : سمبوسه ای که دوست عرب زبانم درست می کنه فقط یک نوع مواد داخل نان یا خمیر می گذاره . مثلا سمبوسه اسفناج که فقط اسفناج داره . یا سمبوسه مرغ یا سمبوسه گوشت. سمبوسه ای که حداقل خانواده من در ایران درست می کنند سیب زمینی ، پیاز، سبزی معطر و گوشت و ادویه داره . من این دستور غذا را تغییر دادم و من در آوردی اش کرده ام . مثلا سمبوسه مخصوص کسانی که گیاهخوارند درست می کنم که شامل هویج ، نخود سبز ، لوبیا سبز ، سیب زمینی ، پیاز، ذرت و سیب زمینی وفلفل سبز تند است
علیرضا: قیمت هواپیما از بثل به انکریج بین 300 تا 400 دلار و از انکریج به سیاتل بین 450 تا 650 دلار است و مدت 4 ساعت طول می کشه
همه از ایران – تهران: تا جایی که اطلاعات داشته باشم جواب سوالهایت را خواهم داد
بابک: اتفاقا اینجا یک دختر هندی هم هست که از من سمبوسه خرید و خیلی خوشش آمد. حالا غذا که کپی رایت نداره ! همه اینجا می دونند که این سمبوسه مدل ایرانی است نه هندی. هرچند که سمبوسه هندی معروف است
نوستالژی: یکسری اطلاعات کلی درباره باور و فرهنگ اسکیموها دارم جمع آوری می کنم هروقت کامل تر شد خواهم نوشت
بهرام: در آرشیو ژانویه عکس هایی از سگ های سورتمه ای و نژاد آنها دارم
مجتبی دیداری: خوشحالم که هم فامیلی هستم . هر وقت اسامی قبول شدگان کنکور را نگاه می کردم دنبال فامیلی همنام خودم می گشتم هاله جونم ، شراره جونم ، صدف جونم و بقیه دوستان عزیزی که درباره سمبوسه فروشی تشویقم کردید ممنونم نیکزاد: فکر می کنم که دانشگاه انکریج به ایرانی ها پذیرش بدهد. نزدیک ترین دانشگاه به ما دانشگاه انکریج است . در بثل یک شعبه دانشگاه هست که فقط دروس پیش نیاز را داره
کرمانی : خوشحالم که کامنتت را دیدم . در اولینم مطلبم در فوریه 2005 درباره آمدن به اینجا نوشته ام
سعید و مهدی و آرش و همه کسانی به وبلاگم سر می زنند، از توجهتان ممنونم
علی: اینجا تاکسی داره . تاکسی تلفنی عمومی است . یعنی بهش تلفن می کنی و دنبالت می آد و در حالی که شما را به مقصد می رسونه مسافر های دیگر را هم بین راه سوار و پیاده می کنه
دوست بی نام : سفرم به قطب برای تفریح بود
آروانه جونم : مرسی از توجهت. ایمیلم هست akramdidari@gmail.com
دوست بی نام : والله ما این جا چیزی را که فقط یک ذره گران تر از بقیه جاها باشه پیدا نکردیم
نمی دونم جواب همه سوالها را داده ام یا نه اما چه قدر سخت بود جواب دادن به سوالها. راستی من هر کاری می کنم که فونت نوشتن را تغییر بدهم همین فونت میشه

Apr 6, 2006

سفر به قطب شمال -17

و اینجا هم تقریبا نزدیک مرکز بئرو است Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -16

اینجا هم، محله نوساز بئرو است Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-15

Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -14

Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-13

بئرو مجموعا خیلی شبیه بثل بود و در عین حال برخی تفاوتهایی هم داشت . نمای خانه ها مثل بثل خیلی متنوع نبود اما در عین حال خانه خیلی درب داغون که در بثل هست و در آنها کسانی زندگی می کنند ، در بئرو خیلی کم بود Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-12

بعد از جابجا کردن وسایل مان یک تاکسی گرفتیم و یک گشت خیلی کوتاه اطراف روستا زدیم و این عکس ها را گرفتم . راننده تاکسی یک مرد ژاپنی بود و 5 سال بود که در بئرو زندگی می کرد و از زندگی اش در آنجا راضی به نظر می رسد. کرایه تاکسی هم گران تر از بثل بود . مثلا برای مسافت طولانی در بثل که ما 8 دلار می دهیم آنجا برای مسافت خیلی کوتاه 6 دلار می گرفتند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-11

این ساختمان هتل است که البته عکس آن را روز آخر گرفتم . بئرو سه تا هتل داره که قیمت هایشان خیلی بالاست . من و دوستم یک اتاق به همراه آشپزخانه داخل آن ، اجاره کردیم و شبی 200 دلار بابت آن پرداخت کردیم . فقط یک بار در رستوران غذا خوردیم و بقیه روزها خودمان آشپزی کردیم . صرف نظر از قیمتش ، هتل خیلی خوبی بود. البته یک تفاوت عمده با همه هتل های دنیا داشت که به محض ورود به ساختمان هتل باید کفش هایت را در می آوردی و پابرهنه وارد هال می شدی و به اتاقت می رفتی . علتش هم این است که برفهای چسبیده به ته کفش و چکمه ، محوطه را کثیف و آبکی نکند که نیاز به تمیز کردن در طول روز داشته باشد. البته این کار یک جور احساس ورود به " خانه " را در آدم ایجاد می کرد Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-10

از فرودگاه که بیرون آمدیم تا به هتل برویم هوا این طوری بود . منهای 25 درجه سانتی گراد که وزش باد آن را به منهای 30 درجه رسانده بود. البته این تصویر برای من عجییب نبود چون همان طور که دیده اید بثل خیلی از روزهای زمستان این طوری بود Posted by Picasa

Apr 5, 2006

سفر به قطب شمال -9

اطراف درهای ورود و خروج ساختمان فرودگاه، قطعات حلبی به صورت دایره ای که در عکس دیده می شود، گذاشته شده است تا از ورود برف در اثر وزش باد به داخل و همین طور انباشته شدن آن مقابل در ، جلوگیری کند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -8

داخل سالن فرودگاه بئرو Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -7

قسمت تحویل بار . آقایی از پشت پرده چمدان ها را روی سکو می گذاشت که تا من می آمدم عکسش را بگیرم پرده سیاه مانع می شد Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -6

ساختمان فرودگاه Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -5

هواپیما در باند فرودگاه بئرو به زمین نشست Posted by Picasa

سفر به قطب شمال-4

سفر من با هواپیما و از انکریج به فیربنکز و از فیربنکز به بئرو انجام شد. این تنها راه برای رفتن به بئرو است . تعداد مسافران بئرو مجموعا کم است و به همین خاطر پرواز میان انکریج و بئرو با توقف یک ساعته در فیربنکز امکان پذیر است . تعداد مسافران هواپیمایی که من مسافرش بودم 26 نفر بود که 7 نفر از مسافران در فیربنکز پیاده شدند و 19 نفر باقی مانده عازم بئرو شدند. . روزانه فقط دو پرواز رفت و برگشت به بئرو هست که یکی از آنها صبح و دیگری شب انجام می شود. کل پرواز میان انکریج تا بئرو دو ساعت بود و علاوه بر آن ، هواپیما به مدت یک ساعت در فیربنکز توقف داشت. تقریبا ساعت 9 و نیم صبح روز شنبه اول آوریل بود که من به همراه دوستم وارد فرودگاه بئرو شدم . فرودگاه بئرو دقیقا مثل فرودگاه بثل است با این تفاوت که کوچکتر و بدون ویترین صنایع دستی است . همین طور محل گرفتن چمدان در این فرودگاه بدون ریل است . در واقع از پشت پرده سیاه ، فردی چمدان ها را که از هواپیما خارج کرده اند با دست به بیرون از پرده هدایت می کند ، بی آنکه چمدان ها روی ریل بار بچرخند.روز اول، هوای بئرو منهای 25 درجه سانتی گراد بود . البته وزش باد شدید درجه سرما را به منهای 30 درجه سانتی گراد رسانده بود. از پشت پنجره فرودگاه که به بیرون نگاه کردم تابلوی هتلی که از قبل رزرو کرده بودیم در فاصله چند قدمی از فرودگاه دیده شد. بنابراین نیازی به کرایه کردن تاکسی نبود و قدم زنان به سمت هتل رفتیم . تصویر زیررا لحظاتی قبل از فرود هواپیما در باند فرودگاه بئرو گرفتم Posted by Picasa

Apr 4, 2006

سفر به قطب شمال-3

فکر کنم با این عکس بهتر بتوانید فاصله برخی شهرهای مهم را از قطب شمال بخوانید. به عنوام مثال فاصله بئرو تا لس آنجلس 2 هزار و 945 و با شیکاگو 3 هزار مایل پرواز هوایی است . فاصله بئرو تا پاریس هم نوشته شده است که 4 هزار و 85 مایل است . البته این پرواز از بالای قطب انجام می شود . فاصله این نقطه با گرینلند هم، یک هزار و 520 مایل پرواز هوایی است Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -2

بئرو شمالی ترین نقطه در امریکای شمالی ، نزدیک ترین نقطه به اقیانوس منجمد شمالی ، دورافتاده ترین و سخت ترین محل زندگی در جهان محسوب می شود. در حاشیه قطب شمال و به عبارتی شمال آلاسکا ، مجموعا 8 روستا با جمعیت کل 7 هزار و 470 نفر وجود دارد که اکثر ساکنان آن ، اسکیمو هستند که " اینیوپیئت" خوانده می شوند. بئرو با جمعیت 4 هزار و 580 نفر پرجمعیت ترین روستا در منطقه قطب شمال است که به لحاظ داشتن امکانات درمانی ، نقش " شهر " را برای 7 روستای دیگر در قطب شمال ایفا می کند. عکسی که می بینید یکی از میدان های اصلی بئرو است که جهت و فاصله برخی شهرهای مهم دنیا ازجمله نیویورک و پاریس را نشان می دهد. در بالای تابلو نمادی از جغد قطبی قرار داده اند به این دلیل که بئرو به زبان اسکیمویی " یوکپیاگویک "خوانده می شود . این کلمه به معنی جایی است که جغدهای قطبی را شکار می کنند Posted by Picasa

سفر به قطب شمال -1

دوستان عزیز سلام . من دو سه ساعت است که از سفر به قطب شمال برگشته ام . اگر به نقشه زیر نگاه کنید در بالاترین نقطه نقشه ، در حاشیه اقیانوس منجمد شمالی، اسمی را به نام " بئرو" می بینید .من چهار روز گذشته در این روستا بودم و برایتان یک عالمه عکس و فیلم گرفته ام Posted by Picasa

Mar 31, 2006

سمبوسه

اول این که من 5 روز در بثل نیستم . دوم این که اینجا، تالار فرهنگی کتابخانه بثل است که معمولا محل برگزاری کنفرانس و اکران فیلم است . هرماه در این مکان ، شنبه بازار برپا میشه . این شنبه بازار بیشتر با هدف کمک رسانی به اقتصاد بومی بثل برپا میشه . به این معنی که فرصتی را برای اسکیموها فراهم می کنه که صنایع دستی شون را در معرض دید بگذارند و به فروش برسانند. حدودا 20 یا 25 میز در این سالن وجود دارد که نقش غرفه را دارد. افراد غیر اسکیمو هم می توانند در این شنبه بازار حضور داشته باشند . کرایه هر میز برای اسکیموها 5 دلار و برای غیر اسکیموها 10 دلار است . در این شنبه بازار اسکیموها معمولا صنایع دستی شون را که خیلی خوشگل هم هستند، می فروشند. چیزهایی مثل لباس تابستانی یا زمستانی شامل دستکش و کلاه تهیه شده از پوست حیوانات قطبی ، زیور آلات اسکیمویی دست ساز مثل گوشواره ، دستبند، گردن بند که یا از منجوق ساخته شده اند یا از عاج برخی حیوانات قطبی . البته اینها هیچ کدام ارزان نیستند و به نظر من نباید هم ارزان باشند. بعضی از افراد خارجی یا امریکایی هم در این شنبه بازار حضور دارند و چیزهایی می فروشند مثل عکس هایی از آلاسکا یا اسباب بازی یا نان و شیرینی که در خانه می پزند. تابستان گذشته من و دوستم که فلسطینی است ، خیلی حوصله مون سر رفته بود و دنبال این بودیم که یک کاری انجام بدهیم . یک روز، مسول این شنبه بازار را دیدیم و همین طور که داشتیم باهاش صحبت می کردیم به ما پیشنهاد داد که در این شنبه بازار شرکت کنیم . پیشنهاد او این بود که چون در بثل رستوران مخصوص نیست و عموما امریکایی ها غذاهای خاورمیانه را دوست دارند بهتر است که ما آشپزی کنیم و در این شنبه بازار ، غذاهای سبک بفروشیم . ایده خیلی جالبی بود. آن روز من و دوستم بیش از حد خوشحال شدیم . باهم مشورت کردیم که چه غذایی درست کنیم که ارایه دادن آن راحت باشد و نیاز به بشقاب و کاسه نداشته باشه چون ظرف یک بار مصرف اینجا خیلی گران است . خلاصه بعد از هفت - هشت بار صحبت کردن باهمدیگر به این نتیجه رسیدیم که سمبوسه بپزیم . من مدل ایرانی و او مدل عربی . شنبه بازار اول که شرکت کردیم هر دو یک میز اجاره کردیم و یک تابلوی دست نویس هم زدیم با عنوان " سمبوسه - غذای خاورمیانه " . تبلیغات وسیعی هم در جمع دوستانمون انجام دادیم . چون آنها هر وقت خانه ما مهمانی می آمدند از غذاهای ما خیلی تعریف می کردند. خلاصه هر کداممون 30 تا سمبوسه درست کردیم . و دانه ای یک دلار فروختیم . نمی دونید که چه حس خوبی بهمون دست داده بود!!! نه من و نه دوستم ، به هیچ وجه مشکل یا نیاز مالی نداشتیم اما واقعا پول در آوردن لذت داره . من صادقانه می گویم که دوست دارم کار کنم و پول در بیاورم . حالا فکر نکنید که چه قدر آدم پولکی هستم .دوستانم در ایران من را خب می شناسند . فی سبیل الله ، کم کار نکرده ام . روزنامه سلام که بودم اولینم حقوقم 12 هزار تومان بود و آخرین حقوقم در سال 74 ، 45 هزار تومان . البته سلام کلا این طوری بود . بدترین سیستم مالی !!! و این زمانی بود که از روزنامه همشهری با حقوق 25 هزار تومان رفته بودم روزنامه سلام . این قضیه مال سال 71 است . بعد از یازده سال سابقه کاری در روزنامه ها ، هیچ وقت هم یاد نگرفته ام که قبل از انجام کاری بپرسم که چه قدر پول می دهند. با تمام اینها کلا پول در آوردن را دوست دارم . خلاصه کلام این که آن روز در شنبه بازار کلی ذوق کردیم . تصمیم گرفتیم که ما در این کار فرهنگی - اقتصادی شرکت کنیم . سمبوسه ها با استقبال فراوانی مواجه شدند . بعد چند نفر به ما گفتند که ما خیلی ارزان فروش هستیم و با توجه به گران بودن مواد غذایی در بثل بهتر است که قیمت سمبوسه را بالا ببریم . قیمت سمبوسه ها شد 2 دلار . اول نگران بودیم که کسی نخره اما واقعا دو دلار که در قبال آن همه گوشت و مرغ و سیب زمینی و فلفل و اینها که ما خرج می کردیم چیزی نبود. مشتری ها بیشتر شدند و خیلی ها زیاد می خریدند که در فریزر بگذارند و در طول هفته استفاده کنند. یکی از دوستان ما عاشق سمبوسه های من است چون من خیلی به آنها،فلفل می زنم . همیشه 30 یا 40 تا سمبوسه می خره. این عکس مال ماه قبل است. در باره بخش های دیگر این شنبه بازار، هفته آینده که از مسافرت برگشتم می نویسم Posted by Picasa

Mar 30, 2006

هتل در بثل

عکس زیر ، تابلوی یکی از هتل های بثل است . تابلوی خیلی جالبی است که جهت شمال و جنوب را نشان می دهد. گوزن شمالی هم به خاطر این که از حیوانات معروف آلاسکا است در تابلو به کار رفته است . در بثل تقریبا هشت تا هتل هست که معمولا هم ظرفیت آنها پر است . خیلی از افراد خارج از بثل هستند که برای انجام کارهای پروژه ای به بثل می آیند و در این هتل ها ساکن می شوند. گرچه به نظر می رسد که هتل های بثل باید خالی باشد اما اصلا این طور نیست و معمولا پیدا کردن اتاق خالی در بثل کار سختی است ! به هر حال دهات ما را دستکم نگیرید!!! ضمن این که قیمت هر شب کرایه یک اتاق در این هتل ها بین صد تا صد و پنجاه دلار است. جواب سوالهایی که پرسید ه شده بود به این شرح است
هواپیماهای کوچک فقط برای طی مسافت 150 مایل تا 250 مایلی مورد استفاده قرار می گیرند بنابراین با این هواپیماها نمی توان بین انکریج و بثل مسافرت کرد. اما بین بثل و دیگر روستاها میشه. کرایه یک ساعت این هواپیما در انکریج تقریبا 300 دلار است . هواپیمایی که از بثل تا انکریج پرواز می کنه هواپیمای جت معمولی است . قیمت بلیط آن آن هم بین 300 تا 400 دلار است. کوچکترین هواپیمای جت میان بثل و انکریج 20 نفره است
برای آمدن به آلاسکا هم به ویزای امریکا نیاز است چون آلاسکا یکی از ایالت های امریکاست
درباره گونه های جانوری و زیستی مطالبی در آرشیو دارم . اما دوباره خواهم نوشت
Posted by Picasa