Jun 5, 2007

اصفهان-4


Traditional market place, Bazaar, in Naghsh-i Jahan Square.

اصفهان-3


اصفهان-2


Naghsh-i jahan Square in Isfahan.

اصفهان-1

ایران که بودم، مسافرت کوتاهی هم به اصفهان داشتم
Photo: The bridge of 33 arches, located in Isfahan. In Farsi, the bridge is called Sioseh Pol. Isfahan is one of the oldest cities of Iran, located 400 KM south of Tehran. Isfahan is famous for its Islamic architecture with many beautiful palaces, mosques, and minarets. It is said that Isfahan is half of the world.

May 24, 2007

تهران-3



این عکس را در بازار بزرگ تهران گرفتم. قیمت هر شلوارک، هزار و پانصد تومان بود

تهران-2


تهران-1


کوههای انکریج همیشه من را یاد تهران می اندازه. این عکس از تهران را بیشتر برای دوستان امریکایی ام گذاشته ام که ببینند تهران چه شکلی است. خوشبختانه اکثر امریکایی هایی که با آنها رفت و آمد دارم، نسبت به کشورهای خاورمیانه و از جمله ایران، نگرش بدبینانه ندارند. منظورم، نگاه سیاسی نیست. بلکه نگاه فرهنگی به این کشورها و از جمله ایران است. اما با چند امریکایی هم مواجه شده ام که فکر می کنند ایران ،یک بیابان است و مردمش با شتر این طرف و آن طرف می روند. گرچه به نظر من بیابان هم زیبایی خاص خودش را داره اما وقتی آنها این طور می گفتند خیلی بهم بر می خورد. یکی از این افراد، همیشه راجع به ایران خیلی سوال می پرسید و حتی محض نمونه یک سوالش هم بی طرفانه نبود. وقتی بهش می گفتم که ایران از نظر شلوغی و ساختمان های بلند و ترافیک ،یک جایی مثل نیویورک است، یک جور مسخره آمیز نگاهم می کرد. این عکس را به همراه عکس های دیگری از پارک های تهران و ... دیروز بهش نشان دادم. چشم هاش چهار تا شد! یکی از دوستانم که اسکیمو است ، جز بثل و دهاتی که در آنجا بزرگ شده، هیج جای دیگری را ندیده است. حتی به انکریج هم سفر نکرده است. وقتی برایش از کوههای تهران حرف می زدم و می گفتم که مثل انکریج است ، بهم گفت که هیچ تصویری از انکریج و یا شهر ندارد. این عکس را با عکس های دیگری که از انکریج داشتم ، بهش نشان دادم و خیلی خوشش اومد. همان قدر که " رو کم کنی" بهم مزه داد این هم بهم مزه داد

May 20, 2007

عکسی از کوچ عشایر

این عکس مال وبلاگ برادرم است که اخیرا به جشنواره کوچ عشایر در اردبیل رفته بود. برادرم برای یک سازمان غیر دولتی به نام " سنستا"کار می کنه. کار این تشکل غیر دولتی در حوزه محیط زیست و جوامع روستایی است. عکس هایی دیگر را می توانید در ادرس زیر ببینید.
راستی من در یک ماه و نیم گذشته در ایران بودم و الان چند روزی است که برگشته ام

Mar 12, 2007

روستای هوپربی-2

وقتی هواپیما بر زمین نشست، یکی از کارکنان کلینیک "هوپربی" که مردی اسکیمو بود، با این وسیله نقلیه که در عکس می بینید، ما را به کلینیک رساند. این وسیله نقلیه که اسمش " چهار چرخه" است، در اکثر روستاها وجود دارد. در دو طرف قسمتی که راننده این خودرو می نشیند، دو نفر می توانند بنشینند البته به صورت لمیده. جعبه وصل شده به خودرو، هم محل قرار دادن بار و وسایل است و هم مسافر

روستای هوپربی-1

اینجا روستای" هوپربی" است که در غرب آلاسکا مشرف به دریای برینگ ، واقع شده است. من پریروز به این روستا رفتم و تقریبا چهار ساعت آنجا بودم. قبلا گفته بودم که در 55 روستای واقع شده در منطقه کاسکوکویم ، بثل تنها جایی است که بیمارستان دارد و بقیه روستاها، دارای یک کلینیک بسیار کوچک شبیه خانه های بهداشت ایران، هستند. معمولا در هر یک از این خانه های بهداشت دو یا سه نفر رابط پزشکی با بیمارستان بثل هستند. این افراد دوره های کوتاه مدت آموزشی را در بیمارستان بثل می گذارند تا بتوانند بیماریهای معمولی را درمان کنند. البته برای درمان، به طور تلفنی با پزشکان بثل در تماس هستند.وقتی که کسی حالش بسیار بد است، از طریق بیمارستان بثل، یک هواپیما با یک تیم پزشکی به روستاها فرستاده می شود و بیمار را به همراه یکی از اعضای خانواده اش به بثل می آورند تا در بیمارستان بستری شود. تمام هزینه ها به حساب بیمارستان بثل که دولتی است، می باشد. روز یکشنبه ، یک بچه چند ماهه حالش بد بود و لازم بود که به بثل بیاد. این فرصت هم برای من فراهم شد تا همراه دو تا پرستار با هواپیمای کوچک به این روستا برویم . یک ساعت مدت زمان پرواز ما از بثل به این روستا بود. این عکس حوالی ساعت هفت شب گرفته شده است

Mar 10, 2007

پاسخ سوالها

نفیسه جان : نوروز امسال من بثل نخواهم بود
سیمین جان : برایت ایمیل فرستادم اگر دریافت نکرده ای ، در تازه ترین مطلبم برایم کامنت بگذار تا دوباره بفرستم
آقای درخشان: دیلینگهم از بثل فاصله داره و من هم آنجا تا حالا نبوده ام. در حال حاضر شاغل هستم و سرم شلوغه. فکر نمی کنم که بتوانم همکاری کنم . در هر حال ممنون و امیدوارم که موفق باشید
درباره آدرس پستی هنرپیشه ها، بنده هیچ اطلاعی ندارم

Mar 7, 2007

ماهی گیری در زمستان

ماهی و ماهی گیری پیوند عجیبی با زندگی اسکیموها داره. آنها حتی زمستان ها هم دست از ماهیگیری بر نمی دارند. گرچه رودخانه کاملا یخ زده است اما با یک وسیله مخصوص که ماننده" دریل" است ، یخ های روی رودخانه را سوراخ می کنند تا به آب برسند. بعد، یک تله استوانه ای را داخل آب کرده و می گذارند یک روز یا بیشتر آنجا بماند و این گونه، ماهی ها به دام می افتند. اسم این نوع ماهیگیری به انگلیسی " آیس فیشینگ" است. البته این نوع ماهی ها ، سمن نیستند. بلکه نوعی ماهی سفید هستند. ماهی هایی که در عکس می بینید ازهمین طریق صید شده اند. . ماهی خشک شده نیز از غذاهای اصلی اسکیموهاست. برای خشک کردن ماهی، آن را از طرفین بریده و بعد شکاف های متعددی را به طور افقی در شکم ماهی ایجاد می کنند. این شکاف ها تقریبا تا بخش میانی گوشت ماهی زده می شود. بعد روی آن نمک پاشیده و بالای تخته های چوبی که مخصوص این کار می سازند، آویزان می کنند. البته در این عکس، ماهی ها روز تخته چوبی پشت پنجره خانه یکی از اسکیموها در حال خشک شدن هستند

Feb 6, 2007

سرسره بازی روی برف

چند روزپیش با بچه های کلاس رفته بودیم " سرسره بازی روی برف" . چیزهایی که دست بچه هاست، یک بشقاب خیلی بزرگ پلاستیکی است که برای سرسره بازی روی برف است. داخل آن می نشینند و از بالای تپه سر می خورند تا پایین. بعد از دو ساعت بازی، به مدرسه برگشتیم و شیرکاکائو خوردیم. خوش گذشت . من که دفعه اولم بود داخل این جعبه های پلاستیکی می نشستم و وقتی که از بالای تپه سر می خوردم ، بچه ها به قیافه ام می خندیدند. آخه ، بچه ها با سرعت زیاد هلم می دادند و یک وقت هایی اگر صاف نمی نشستم ، کله معلق می شدم

Feb 2, 2007

درباره مدرسه مون

به کارم خیلی علاقه مند شده ام . قلق بچه ها دستم اومده و می دونم که چه طوری باهاشون کار کنم. البته همکارانم می گویند که من زیادی باهاشون مهربون هستم! البته بعضی روزها از جمله روزهای دوشنبه، بچه ها زیاد حرف گوش نمی دهند و هی باید باهاشون کلنجار رفت. یک علت اصلی اش هم این است که دو روز (شنبه و یکشنبه) تعطیل بوده اند و یادشون می ره که باید کاردرسی انجام بدهند. با خیلی از بچه های کلاس های دیگر هم دوست شده ام. زنگ های تفریح عموما باهاشون "دنبال بازی" می کنم . خودشون به این بازی " تگ" می گویند. یک بازی گروهی است که یک نفر دنبال بقیه اعضای گروه می کنه و او را می گیره. بعد اون کسی که گرفته شده، دنبال بقیه می کنه تا یک نفر را پیدا کنه که جایگزین خودش بشه.این بازی وقتی که هوا خیلی سرده خیلی مزه می ده و برای ما "آدم بزرگها" خوبه که باعث میشه زیاد سردمون نشه. وگرنه بچه های اینجا عاشق سرما و برف بیشتر هستند. تقریبا همه دانش آموزان به محض وارد شدن به حیاط مدرسه، اول چندین غلت روی برفها می زنند و بعد بازی های دیگه می کنند. صحنه لذت بخشی است

Jan 29, 2007

سانفرانسیسکو-6


سانفرانسیسکو-5


سانفرانسیسکو-4

اینجا محله چینی ها در سانفرانسیسکو است که یکی از معروف ترین محله چینی ها در امریکا است

Jan 24, 2007

سانفرانسیسکو-3

پل "گلدن گیت"

سانفرانسیسکو-2

این هم جزیره ای که زندان" آلکاتراز" در آن واقع شده است

سانفرانسیسکو- 1

نمایی از شهر سانفرانسیسکو. من این عکس را وقتی که ابتدای خیابان "لامبارد" بودم ، گرفتم. یک قسمت از این خیابان کاملا حالت پیچ در پیچ داره که تابستانها ، اطراف آن با گل های رنگارنگ پوشیده شده است. که البته در این موقع که من آنجا بودم، گلی در کار نبود