اول این که من 5 روز در بثل نیستم . دوم این که اینجا، تالار فرهنگی کتابخانه بثل است که معمولا محل برگزاری کنفرانس و اکران فیلم است . هرماه در این مکان ، شنبه بازار برپا میشه . این شنبه بازار بیشتر با هدف کمک رسانی به اقتصاد بومی بثل برپا میشه . به این معنی که فرصتی را برای اسکیموها فراهم می کنه که صنایع دستی شون را در معرض دید بگذارند و به فروش برسانند. حدودا 20 یا 25 میز در این سالن وجود دارد که نقش غرفه را دارد. افراد غیر اسکیمو هم می توانند در این شنبه بازار حضور داشته باشند . کرایه هر میز برای اسکیموها 5 دلار و برای غیر اسکیموها 10 دلار است . در این شنبه بازار اسکیموها معمولا صنایع دستی شون را که خیلی خوشگل هم هستند، می فروشند. چیزهایی مثل لباس تابستانی یا زمستانی شامل دستکش و کلاه تهیه شده از پوست حیوانات قطبی ، زیور آلات اسکیمویی دست ساز مثل گوشواره ، دستبند، گردن بند که یا از منجوق ساخته شده اند یا از عاج برخی حیوانات قطبی . البته اینها هیچ کدام ارزان نیستند و به نظر من نباید هم ارزان باشند. بعضی از افراد خارجی یا امریکایی هم در این شنبه بازار حضور دارند و چیزهایی می فروشند مثل عکس هایی از آلاسکا یا اسباب بازی یا نان و شیرینی که در خانه می پزند. تابستان گذشته من و دوستم که فلسطینی است ، خیلی حوصله مون سر رفته بود و دنبال این بودیم که یک کاری انجام بدهیم . یک روز، مسول این شنبه بازار را دیدیم و همین طور که داشتیم باهاش صحبت می کردیم به ما پیشنهاد داد که در این شنبه بازار شرکت کنیم . پیشنهاد او این بود که چون در بثل رستوران مخصوص نیست و عموما امریکایی ها غذاهای خاورمیانه را دوست دارند بهتر است که ما آشپزی کنیم و در این شنبه بازار ، غذاهای سبک بفروشیم . ایده خیلی جالبی بود. آن روز من و دوستم بیش از حد خوشحال شدیم . باهم مشورت کردیم که چه غذایی درست کنیم که ارایه دادن آن راحت باشد و نیاز به بشقاب و کاسه نداشته باشه چون ظرف یک بار مصرف اینجا خیلی گران است . خلاصه بعد از هفت - هشت بار صحبت کردن باهمدیگر به این نتیجه رسیدیم که سمبوسه بپزیم . من مدل ایرانی و او مدل عربی . شنبه بازار اول که شرکت کردیم هر دو یک میز اجاره کردیم و یک تابلوی دست نویس هم زدیم با عنوان " سمبوسه - غذای خاورمیانه " . تبلیغات وسیعی هم در جمع دوستانمون انجام دادیم . چون آنها هر وقت خانه ما مهمانی می آمدند از غذاهای ما خیلی تعریف می کردند. خلاصه هر کداممون 30 تا سمبوسه درست کردیم . و دانه ای یک دلار فروختیم . نمی دونید که چه حس خوبی بهمون دست داده بود!!! نه من و نه دوستم ، به هیچ وجه مشکل یا نیاز مالی نداشتیم اما واقعا پول در آوردن لذت داره . من صادقانه می گویم که دوست دارم کار کنم و پول در بیاورم . حالا فکر نکنید که چه قدر آدم پولکی هستم .دوستانم در ایران من را خب می شناسند . فی سبیل الله ، کم کار نکرده ام . روزنامه سلام که بودم اولینم حقوقم 12 هزار تومان بود و آخرین حقوقم در سال 74 ، 45 هزار تومان . البته سلام کلا این طوری بود . بدترین سیستم مالی !!! و این زمانی بود که از روزنامه همشهری با حقوق 25 هزار تومان رفته بودم روزنامه سلام . این قضیه مال سال 71 است . بعد از یازده سال سابقه کاری در روزنامه ها ، هیچ وقت هم یاد نگرفته ام که قبل از انجام کاری بپرسم که چه قدر پول می دهند. با تمام اینها کلا پول در آوردن را دوست دارم . خلاصه کلام این که آن روز در شنبه بازار کلی ذوق کردیم . تصمیم گرفتیم که ما در این کار فرهنگی - اقتصادی شرکت کنیم . سمبوسه ها با استقبال فراوانی مواجه شدند . بعد چند نفر به ما گفتند که ما خیلی ارزان فروش هستیم و با توجه به گران بودن مواد غذایی در بثل بهتر است که قیمت سمبوسه را بالا ببریم . قیمت سمبوسه ها شد 2 دلار . اول نگران بودیم که کسی نخره اما واقعا دو دلار که در قبال آن همه گوشت و مرغ و سیب زمینی و فلفل و اینها که ما خرج می کردیم چیزی نبود. مشتری ها بیشتر شدند و خیلی ها زیاد می خریدند که در فریزر بگذارند و در طول هفته استفاده کنند. یکی از دوستان ما عاشق سمبوسه های من است چون من خیلی به آنها،فلفل می زنم . همیشه 30 یا 40 تا سمبوسه می خره. این عکس مال ماه قبل است. در باره بخش های دیگر این شنبه بازار، هفته آینده که از مسافرت برگشتم می نویسم 


