May 10, 2006

خبر داغ روستای ما و اوضاع ایران

آسیه امینی از دوستان قدیمی و خیلی خوبم است . روزنامه نگار فعالی در حوزه اجتماعی است و ضمن این که از نوشته هایش همیشه خوشم آمده بیشتر از روحیه پیگیری و سماجتی که در کارش داره ، خوشم می آید. کامنت دیروز آسیه مبنی بر این که من روزنامه نگارم و باید درباره شرایط فعلی ایران چیزی بنویسم خیلی من را در فکر فرو برد. انتقادش بجاست و خیلی های دیگر هم بوده اند که این انتقاد را بهم کرده بودند که چرا در وبلاگم از روزنامه نگاری و به طور مشخص از سیاست فاصله گرفتم . این کارم هم عمدی بوده و هم سهوی. عمدی بوده به خاطر این که " ستاره قطبی " را فقط به خاطر انعکاس مطالب مربوط به فرهنگ اسکیموها و زندگی در آلاسکا راه اندازی کردم . درست است که هر وقت مسافرت رفته ام از ایالت های دیگر امریکا هم مطلب نوشته ام و هم عکس گذاشته ام اما این کار فقط به خاطر این بوده که اگر امکان سفر به امریکا برای ایرانی ها وجود ندارد حداقل من که این فرصت برایم فراهم شده ، دیگران را با کشور امریکا آشنا کنم و در واقع آنها را هم با خودم به این سفرها ببرم. شاید لازم بود که من وبلاگ جداگانه ای در حوزه سیاسی و متناسب با شرایط کار روزنامه نگاری راه اندازی می کردم و در آنجا، ضمن اطلاع رسانی درباره اوضاع سیاسی و اینکه در امریکا به ایران چگونه نگاه می شود و اوضاع فعلی ، فرهنگ کلی مردم امریکا را هم شرح می دادم . نپرداختن به این بخش از ماجرا( عدم راه اندازی وبلاگ جداگانه ) سهوی بوده است. ضمن اینکه محل زندگی من یک جوری خیلی خاص است و برای من به عنوان روزنامه نگار سخت است که قضاوتم را از آنچه در یک محیط نیمه امریکایی و کوچک آن هم نه در یک شهر بلکه یک روستا،می بینم به کل امریکا تعمیم بدهم . در روستایی که ماهی گیری ، شکسته شدن رودخانه و اتفاقاتی از این قبیل "مهم ترین خبرو یا " خبر داغ" است ، پرونده هسته ای ایران به قدری بی اهمیت جلوه می کند که جایی برای بحث درباره آن باقی نمی ماند، حتی اگر شبکه های تلویزیونی ، ایران را در صدر اخبار خود قرار دهند. البته این به آن منظور نیست که این مساله و اوضاع ایران برای من بی اهمیت است اما می خواهم بگویم در روستا ی محل زندگی من، دغدغه مردم چیز دیگر است و زندگی شان جور دیگر. قطعا اگر در شهر های امریکا زندگی می کردم و یا در محیط اجتماعی و یا دانشگاهی بودم ، می توانستم از نگرش های مثبت و منفی که از اظهارات مقامات ایران در اذهان عمومی مردم امریکا شکل میگیرد، حرف بزنم . اما واقعا الان، این شرایط در این روستا نه تنها فراهم نیست بلکه دغدغه کسی هم نیست

May 9, 2006

واشینگتن دی سی -58

این هم نقاشی " ون گوگ" از خودش Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -57

Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -56

Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -55

این هم قسمت پشت نقاشی قبلی ، اثر داوینچی است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -54

این نقاشی یکی از شش اثر لئوناردو داوینچی است . موضوع نقاشی ، دختری است که با مردی که بیست سال از او بزرگتر بود، ازدواج کرده است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -53

Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -52

این نقاشی خیلی برجسته به نظر می رسید طوری که دلم می خواست به ویلون دست بزنم! این نقاشی اثر ویلیام میشل هارنت امریکایی است که در سال 1848 آن را کشیده است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -51

این نقاشی اثر " فردریک ادوین چارچ " نقاش امریکایی است که در سال 1826 آن را کشیده است. این فرد سالهایی را در مناطق گرمسیری زندگی می کرده و 20 سال پس از این دوره از زندگی اش ، این نقاشی را بر اساس تصویر ذهنی اش کشیده است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -50

این نقاشی یکی از نقاشی های مورد علاقه مردم شناخته شده است : دخترکی در حال آب دادن به گل" .، اثر اگوئست رنووا" فرانسوی در سال 1841 Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -49

اثر پاول گوگن نقاش فرانسوی Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -48

تصویری از لندن ، اثر مونت Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -47

این نقاشی اثر " مونت " نقاش فرانسوی در سال 1840 است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -46

Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -45

این نقاشی اثر " ادوارد منت" نقاش فرانسوی است که در سال 1832 آن را کشیده است. بر اساس توضیحی که در سیستم صوتی گویا ارایه شد ، در این نقاشی دو دسته افراد دیده می شوند. گروهی که انسانهای بی خانمان و یا کولی هستند و گروهی که انسان های پولدار هستند. نقاش ، همه اجزا و رنگهای مربوط به تصاویر انسانهای بی خانمان را پررنگ و زنده ترسیم کرده با صورت هایی کاملا واضح اما تصویر انسان های پولدار را که در سمت راست دیده می شوند با رنگهای تیره و صورت های نامشخص و محو ترسیم کرده است Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -44

به نظر من یکی از بهترین امتیازهای موزه های امریکا این است که با وجود این که بهترین و مهم ترین آثار هنری را دارند اما اجازه عکسبرداری را می دهند. در موزه هنر ، سیستم صوتی گویا درباره همه آثار وجود داشت که علاقه مندان در صورت تمایل می توانستند از طریق هدفون آن را گوش بدهند. در هر سالن هم ، کتابچه هایی بود که اطلاعات لازم را درباره هریک از آثار هنری ارائه می داد. در هر سالن هم مبلمان 6 نفره وجود داشت برای رفع خستگی و یا خواندن کتابهای مربوط به آثار. یعنی همه شرایط مهیا است که بتوانی از موزه هم لذت ببری و هم چیزی یاد بگیری Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -43

این موزه دو طبقه بود و سالن ورودی هر دو طبقه، این منظره را داشت Posted by Picasa

واشینگتن دی سی -42

ساختمانی که می بینید موزه هنر است که خیلی بزرگ و وسیع بود و نتوانسیتم همه آن را ببینیم Posted by Picasa

May 8, 2006