Mar 26, 2008
ونکوور-۱
Feb 6, 2008
Feb 2, 2008
سورتمه رانی-۱
امروز با دوستم که عکسش را می بینید قرار بود برویم سورتمه رانی. گرچه هوا منهای ۳۰ درجه سانتی گراد بود اما چون باد نبود و هوا آفتابی بود و بیابان ها پر برف بودندُ مجموعا روز خوبی برای سورتمه رانی بود . اول اینکه سورتمه ما روشن نشد به خاطر سردی هوا. بعد از یک ربع استارت زدن بالاخره روشن شد. اما دوستم تلفن زد و خبر داد که با سورتمه اش به پله های جلوی در خانه شون زده . من هم با ماشین رفتم خانه اش تا کمکش کنم که سورتمه را از لای نرده ها
بیاوریم بیرون . چون هوا خیلی سرد بودُ دوستم نتوانسته ترمز بکنه و در واقع دسته ترمز یخ زده بود و عمل نمی کرد. دوستم هم می خندید و هم یک خورده ناراحت بود از این که وقتی شوهرش خانه بیاد دلخور خواهد شد. البته شوهرش نجار است و می تواند پله ها را درست کند. وقتی که شوهرش اومد خانه من و دوستم از پشت شیشه نگاهش می کردیم جا خوردنش از دیدن این که نرده ها به باد رفته خیلی جالب بود و خنده دار. در هر صورت دیگه امروز از سورتمه رانی منصرف شدیم. واقعا در بتل هر کاری که می خواهی بکنی باید در نظر داشته باشی که به احتمال زیاد یک اتفاقی می افتد
بیاوریم بیرون . چون هوا خیلی سرد بودُ دوستم نتوانسته ترمز بکنه و در واقع دسته ترمز یخ زده بود و عمل نمی کرد. دوستم هم می خندید و هم یک خورده ناراحت بود از این که وقتی شوهرش خانه بیاد دلخور خواهد شد. البته شوهرش نجار است و می تواند پله ها را درست کند. وقتی که شوهرش اومد خانه من و دوستم از پشت شیشه نگاهش می کردیم جا خوردنش از دیدن این که نرده ها به باد رفته خیلی جالب بود و خنده دار. در هر صورت دیگه امروز از سورتمه رانی منصرف شدیم. واقعا در بتل هر کاری که می خواهی بکنی باید در نظر داشته باشی که به احتمال زیاد یک اتفاقی می افتد
Feb 1, 2008
Jan 31, 2008
خانم مدیر
مدیر مدرسه ما خانمی ۴۵ ساله است. خیلی سال است که اینجا زندگی می کند. بعضی از اخلاق های مثبتش من را واقعا به فکر می اندازه. با این که مدرسه مون نظافتچی داره اما بارها دیده ام که خانم مدیر به جای او راهروی مدرسه را دستمال می کشد. هر روز که بچه ها به سالن غذاخوری می روند وقتش را با آنها می گذراند. و بعد از این که بچه ها غذایشان را تمام می کنند همه میزهای سالن غذاخوری را دستمال می کشه. تاریخ تولد همه بچه های مدرسه را روی کامپیوترش داره و هر وقت تولد کسی است در سالن غذاخوری از بجه ها می خواد که شعر تولدت مبارک بخوانند. واقعا از کارهاش لذت می برم که چقدر فروتن است و چه قدر به این که وقتش را با بچه ها بگذراند اهمیت می دهد
Jan 28, 2008
برف
دیروز یک عالمه برف بارید.بیشتر از ۶۰ سانت. تا حالا این همه برف در بتل نباریده . معمولا به خاطر سرمای زیادُ برف به صورت دانه های یخ می بارد و به همین خاطر سطح زمین معمولا صاف و یخ زده است . اما این بار این طور نبود.من که تا بالای زانو توی برف بودم. بجه های مدرسه که حسابی ذوق زده بودند از این همه برف. بیشتر آنها خودشان را زیر برفها قایم می کردند. بعضی ها هم کانالی را برای قدم زنی راهتر در حیاط مدرسه باز کردند.این تپه برفی هم جلوی در خانه ما درست شده. ماشین مون هم کاملا در برف محاصره شده بود
Jan 23, 2008
تنبلی
خیلی تنبلی می کنم برای نوشتن. دلیلش هم این است که در مدرسه خیلی سرم شلوغ است و وقتی خانه می رسم خسته هستم. تکراری هم نمی خواهم بنویسم. به هرحال سعی می کنم که دوباره بنویسم .
Nov 6, 2007
Oct 28, 2007
جوابها
خانه: اسکیموهای آلاسکا، در خانه های یخی یا ایگلو زندگی نمی کردند و نمی کنند. معمولا اسکیموهای ساکن کانادا خانه های خود را از قالب های یخ درست می کردند. در سالیان گذشته ، اسکیموها خانه هاشون را با چوب و پوست حیوانات به صورت چادر درست می کردند. اما الان که همه خانه ها از چوب هستند
اطلاعات: یکسری از چیزها را خب اینجا می بینم ، یکسری چیزها را از دیگران و از جمله از همسرم می پرسم و یکسری چیزها را در کتابها و مجلات می خوانم . آنچه که من می نویسم قطعا ناقص است . امیدوارم که بتوانم بیشتر و مستندتر بنویسم
وطن: درباره موضوع وطن خیلی فکر کردم. وطن برایم معنی پیچیده و در عین حال ساده داره. شاید آنهایی که خیلی دنبال ترک کشور بوده اند و این کار را کرده اند و مدتها نتوانسته اند به ایران برگردند درک بهتری از معنی وطن دارند.اما، من که فقط سه سال است از ایران رفته ام و در این مدت سه بار هم به ایران آمده ام. بنابراین احساس " حسرت" ندارم. منظورم این است که احساس نمی کنم که راه برگشت به ایران را ندارم. اتفاقا یک وقتهایی هم خیلی خوشحالم که توانسته ام از کشورم به آلاسکا بیام و چیزهایی را تجربه کنم که حتی فکرش را هم نمی کردم. یادم دفعه اول که ایران آمدم، یکی از دوستانم راجع به همین موضوع ازم سوال کرد و به نظر می رسید که انتظار داشت روحیه ملی گرایی را از جوابم دریافت کنه اما بهش گفتم اگر خانواده ام در هلند زندگی می کردند دلتنگ هلند می شدم.خیلی جا خورد. بعد بهم گفت بابا خیلی غرب زده شده ای. ولی این احساس واقعی ام بود بعد از نه ماه دوری از ایران.
هر کس می تونه تعریف خودش را و دلتنگی خودش را از وطن داشته باشه. همه این تعریف ها و دلتنگی ها هم قطعا قشنگ و ارزشمند هستند. برای من، " خاطرات" ی که از هر کس و هر جا و هرچیزدارم، ارزشمندند. همیشه با یاد مامانم و خانواده ام، یاد ایران هستم. همان قدر که دلتنگ کار روزنامه نگاری می شوم دلتنگ ایستادن در صف نانوایی هم می شوم.به خاطر همین هر وقت که ایران می ایم به مامانم می گم که نان خریدن با من. وای، یک وقتهایی خیلی خیلی دلتنگ شنیدن صدای اذان ظهر می شم .
مطمئن هستم اگر یک روزی از بتل بروم ، دلم برایش خیلی تنگ میشه. برای خاطراتی که ازش دارم. بتل برای من معنی وطن را هم می تونه داشته باشه چون ازش خاطره دارم. اگر جای دیگری هم بروم زندگی کنم دوباره آنجا هم می تونه برام معنی وطن را بده . درست یا غلط ، این حساس واقعی من است. می دونم که زمان و شرایط هم
در رسیدن به این باور، موثر است. شاید سال دیگه تعریف دیگری از وطن داشته باشم
فکر کنم همه سوالها راجواب دادم.
Oct 25, 2007
رنگین کمان

تابستان امسال خیلی زیاد رنگین کمان دیدم اما یکی از آنها واقعا بی نظیر بود. یک روز هم ، رنگین کمانی در آسمان بتل شکل گرفت که هر دو نقطه ابتدا و انتهای نیمدایره آن را می شد دید. جالب تر این که بعد از چند ثانیه ، یک رنگین کمان دیگر به موازات آن تشکیل شد. واقعا زیبا بود. از هر دوی این رنگین کمان ها فیلمبرداری کرده ام.راستی ، یادم رفته بود که خبربدهم همسرم یک دوربین فیمبرداری دیجیتالی کاملا حرفه ای برایم خریده . دارم از جاهای مختلف بتل فیلمبرداری می کنم . اگر بشه شاید بعضی از آنها در وبلاگم نمایش بدهم
Oct 14, 2007
برف-1
دیشب یک عالمه برف بارید و همه کلی ذوق زده شدند. من هم همین طور. بخاری هیزمی ما یکسره روشن بود و بساط آش رشته و چایی در کنار آن، به راه بود
Sep 29, 2007
Sep 27, 2007
Sep 23, 2007
یخچال های طبیعی-6
قبل از نزدیک شدن به این یخ ها، کاپیتان سرعت کشتی را خیلی کم کرد و بعد هم کشتی را خاموش نگه داشت. چون با صدای موتور کشتی، توده هایی از یخ فرو می ریختند. البته خاموش کردن موتورکشتی به خاطرحفظ آرامش موجود برای حیوانات دریایی آن منطقه هم بود
Subscribe to:
Posts (Atom)