Jun 7, 2006

کمپینگ -6

و این هم زکریا که " زک" صدایش می کردند و فکر کنم دو یا سه سالش است ( قبلا اشتباه نوشتم که چهارساله است!!!) زک هم خیلی شیطان بود. یک بیل کوچک داشتیم که مرتب با آن خاکها را جابجا می کرد. یا می دوید و کفشش از پاش در می آمد Posted by Picasa

4 comments:

بابک said...

سلام اکرم خانم دلمون تنگ شده بود برا مطالب خوبتان.راستی یه سؤال با تاخیر زیاد(رو دلم مونده نمی‌تونم نپرسم)برا سمبوسه‌ها نون لواش از کجا آوردین؟

nashenakhte said...

سلام اكرم خانم
از آشنايي با شما خيلي خوشحالم و از اطلاعات جالبي كه اينجا قرار مي دهيد.

silvercross said...

ذهن آدمی را می توان به باغی تشبیه کرد که می تواند هوشمندانه کاشته شود یا وحشیانه رشد کند اگر چه خواه کشت شود وخواه نادیده گرفته شودباید ثمره ا ش را به بار آورد وبه بار می آورد .اگر بذر سودمندی در آن کاشته نشده باشد انبوهی ازبذر علفهای هرز در آن می روید وهمجنس خودراتولید خواهدکرد همان گونه که باغبان باغش را می درودو از علفهای هرز پاک می کند ودر آن گلها ومیوه های مورد نظر را میکارد . آدمی نیز بایدمراقب باغ ذهنش باشدو آن را از اندیشه های ناپاک و نادرست وناسودمندبپالاید وگلها ومیوه های اندیشه ها ی پاک ودرست وسودمند رادر آن بپروراند با پیروی از این فرایند آدمی دیری یا زود در می یابد که باغبان اصلی جان خویشتن و رهبر زندگی خویشتن است همچنین در درونش قوانین اندیشه را کشف می کند وبا دقتی روز افزون د رمی یابد که چگونه نیروهای اندیشه وعناصرذهن در شکل بخشیدن منش و اوضاع و شرایط وتقدیرش به کار سرگرمند...سلام عزیزم...خوفی....خوشی..امیدوارهرکجاباشیدشادواسمونی باشید

خزعبلات said...

ajab bache haye a mazeii ... adame delsh mikhad biad ye moat onja bashe be nazar aro0m miad , dor az hayaho .