Apr 15, 2006

سفربه قطب شمال -43

توده های یخ از دل اقیانوس منجمد شمالی ، قامت برافراشته اند تا نظاره گر زندگی در سرزمینی باشند که اسکیموها با جسارت و هنرمندی ، آن را امتداد می بخشند. استخوان هایی از سر نهنگ ، دروازه ای را در آستانه اقیانوس منجمد شمالی گشوده اند تا از معنی زندگی در این سرزمین که با شکار گره خورده است ، سخن گویند. دستان هنرمند اسکیمو، قایقی از استخوان نهنگ را آفریده است تا از حضور خود که حضوری به معنی زندگی است ، خبر دهد و این چنین است که در قطب شمال ، در سردترین ، سخت ترین و دوره افتاده ترین نقطه جهان برای زندگی ، زندگی جریان دارد. با این که مدت یک سال است در آلاسکا زندگی می کنم اما تصور من تا پیش از رفتن به قطب شمال، همچون تصور همه ایرانی ها و اکثر مردم جهان، این بود که زندگی در قطب شمال غیرممکن است. و امروز که از سفر چهار روزه به این سرزمین برگشته ام ، تصورم کاملا تغییر کرده است
در دایره قطبی در شمال آلاسکا ، هشت روستا وجود دارد که طبق آخرین سرشماری امریکا در سال 2000 ، کل جمعیت ساکن در این منطقه ،7 هزار و 385 نفر است . بئروبا 4 هزار و 581 نفر ( برآورد جمعیت سال 2004 آلاسکا) پرجمعیت ترین و اتگسوک با دویست و بیست و هشت نفر ، کم جمعیت ترین روستا در این منطقه هستند. 68 درصد از کل جمعیت این منطقه ، اسکیمو و از نژاد اینیوپیئت هستند. زبان رسمی در این منطقه ، زبان انگلیسی است ولی اسکیموها در اجتماع خودشان ، به زبان اسکیمویی که زبانی فاقد ادبیات مکتوب است، صحبت می کنند
نفت و گاز طبیعی یکی از ثروت های این منطقه است که اولین و اصلی ترین منبع درآمدزای آلاسکا محسوب می شوند. چاههای نفت آلاسکا که در منطقه قطبی آن واقع شده ، 20 درصد نفت امریکا را فراهم می کند
من طی روزهای اول تا چهارم آوریل 2006 در بئرو بودم . این روستا در فاصله 500 کیلومتری اقیانوس منجمد شمالی واقع شده است . از آنجایی که این روستا، شمالی ترین نقطه در قاره امریکای شمالی است اصطلاحا به آن بالاترین نقطه جهان می گویند
نام بئرو از نام یک دریابان انگلیسی که به همراه گروهی از نیروهای دریایی انگلیس برای نقشه کشی از خط ساحل قطب شمال در سال 1825 به این منطقه آمده بودند، گرفته شده است . اما به زبان اسکیمویی به این روست، یوکپاگویک می گویند که معنی آن ، سرزمینی برای شکار جغدهای قطبی است
بیش از 4 هزار سال است که اسکیموهای اینیوپیئت در این منطقه زندگی می کنند. زندگی کنونی آنان گرچه با الگوهای زندگی مدرن درهم آمیخته است اما شکار -همچون گذشته - منبع اصلی امرار معاش آنهاست. شکار نهنگ ، مهم ترین شکار در این منطقه است که به صورتی گروهی و با مشارکت همگانی اسکیموها عموما در اواخر ماه آوریل هر سال انجام می شود. شکار خرس قطبی ، شیرماهی ، سگ آبی ، ماهی و گوزن و پرندگان قطبی از جمله جغد قطبی از دیگر منابع امرار معاش اسکیموهای این منطقه است. آنان از پوست این حیوانات، لباس های زمستانی و از استخوان آنها ، اشیای تزیینی درست می کنند
از نظر شرایط آب و هوایی ، به طور میانگین درجه سرما در فصل زمستان ، منهای 48 درجه سانتی گراد و در فصل تابستان، 25 درجه سانتی گراد بالای صفر است . هر سال ، از دهم ماه مه تا دوم اگوست یعنی به مدت 82 روز ، خورشید غروب نمی کند و از هجدهم نوامبر تا بیست وچهارم ژانویه خورشید طلوع نمی کند. بئرو، در بیست و یکم ماه جون یعنی 31 تیر ماه هر سال در روشنایی کامل و در بیست و یکم ماه دسامبر یعنی سی ام آذر در تاریکی کامل به سر می برد
از نظر گونه های گیاهی ، در دایره قطب شمال در آلاسکا هیچ نوع درختی وجود ندارد و در فصل تابستان این سرزمین فقط پوشیده از خزه و بوته های بلوبری ، رازبری ، گرند بری است .این میوه ها بدون هسته ولی تقریبا شبیه آلبالو و تمشک هستند.در بئرو که به لحاظ امکانات درمانی ، تحصیلی و خدماتی نقش " شهر" را برای هفت روستای مجاور خود ایفا می کند، همه گونه امکانات زندگی وجود دارد: فرودگاه ، بیمارستان ،فروشگاه مواد غذایی و پوشاکی ، مدارس ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان ،شهرداری، کتابخاته ، موزه ، کلیسا، هتل ، رستوران ، اداره پست ، آتش نشانی ، پلیس ، یک ایستگاه رادیویی ، دسترسی به تلویزیون و اینترنت از طریق وایرلس و کیبل ، نشریه هفتگی، تلفن ،سیستم آب و فاضلاب ، گاز ، برق و نفت ،بانک و دیگر خدمات و ملزومات زندگی. بزرگترین مرکز تحقیقات هواشناسی امریکا نیز در بئرو واقع شده است
کل جمعیت شاغل در بئرو، یک هزار و 986 نفر است که اکثر آنها در شرکت نفت کار می کنند.سیستم گرمایی خانه ها ، گاز طبیعی و نفت است . خانه ها هم ازجنس چوب و در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین بنا شده اند
در دایره قطب شمال در آلاسکا همچون دیگر نقاط آلاسکا، هیچ جاده خاکی میان روستاها وجود ندارد. وسیله نقلیه عمومی میان روستاها و دیگر نقاط داخل آلاسکا، هواپیما است . وسیله نقلیه شخصی نیز ماشین ، سورتمه موتوری و قایق است . در زمستان که زمین این منطقه، به طور کامل یخ زده است ، سفر میان روستاها با ماشین و سورتمه موتوری با رانندگی روی یخ ها ، امکان پذیر است . اما در فصل تابستان ، زمین این منطقه به خاطر خزه ها و بوته هایش ، خصلت اسفنجی وقابلیت فرو رفتگی دارد بنابراین ، جاده ای برای سفر زمینی در فصل تابستان وجود ندارد . در فصل تابستان افراد ساکن در این منطقه با قایق و هواپیما به دیگر روستاها سفر می کنند. در این منطقه ، فروش الکل و مشروب ممنوع است اما خوردن و وارد کردن آن برای استفاده شخصی و نه فروش ، به میزان مشخص و با اجازه قبلی ، آزاد است. بسیاری از مناطق آلاسکا دارای این شرایط هستند وعلت آن ، بروز برخی جرایم ناشی از استفاده بیش از حد مشروبات الکی بوده است
براي رفتن به قطب شمال ، من از روستاي محل زندگيم در جنوب غربي آلاسكا ( روستاي بثل ) طي پرواز يك ساعته به انكريج كه پرجمعيت ترين شهر آلاسكا است ، رفتم . سپس با پرواز ديگري كه دو ساعت طول كشيد به بئرو رسيدم . روز اول ورودم كه اول آوريل بود هوا منهاي ۲۵ درجه سانتي گراد بود . در عين حال وزش باد ميزان سرما را افزايش داده بود و سرمايي كه احساس مي شد نزديك به منهاي ۳۰ درجه سانتي گراد بود. روز دوم هوا گرم تر شد و به صفر درجه سانتي گراد رسيد. در اين روز به همراه يك مرد اسكيمو براي ديدن حيوانات قطبي از جمله خرس قطبي به مسافت ۲۲ كيلومتر از بئرو خارج شديم تا به منطقه اي كه عموما خرس ها در زمستان ديده مي شوند برويم . اما موفق به ديدن خرس قطبي نشدم . به گفته مرد اسكيمو گرم شدن هوا باعث شده بود كه خرس ها به منطقه دورتري در اقيانوس منجمد شمالي بروند. در عين حال موفق به ديدن روباه و جغد قطبي شدم
در مدتي كه من در بئرو بودم اسكيموها مشغول آماده سازي قايق و وسايل مورد نياز براي شكار نهنگ بودند. از جمله گروهي از زنان اسكيمو مشغول دوختن پوست هاي خوك آبي بودند تا با آن قايق چوبي شان را بپوشانند. تصميم آنان اين بود كه ظرف دو سه هفته آينده به شکار نهنگ بروند
Posted by Picasa

5 comments:

mehdi... said...

سلام...میلاد پیامبر مبارک...واقعا"عالی بود.مخصوصا"عکس ایشالله یه روز بتونم بیام پیشتون.و قطب شمال رو از نزدیک ببینم.موفق باشین

پاسيون said...

سلام اكرم جان .مرسي از مطالب و جوابت
خانومي . شاد باشي.
وقت كردي به كلبه حقير ماه هم سري بزن

در اوج باشي

P I C H A K said...

سلام...سریال پینوکیو رو دید ی خانوم اکرم؟ شما الان برای من درست مثل همون فرشتهء مهربونی...کامل که بلاگتو خوندم می گم چرا :)

majid ghaderi said...

سلام . اميد وارم كه در قطب به شما خوش بگذرد . من كه هنوز باورم نميشود كه يك ايراني و آن هم كسي كه عمري را در تهران به سركرده است . يخ نكني اوناجا . منتظر متابت هستم فقط اميد وارم كه نوشته هايت يك رواي باشد كه سعي ميكند خواننده را در وسط صحنه جا بگذارند تا بيشتر به حال و هواي كتاب پي ببرند .
خواهش ميكنم كه قلم وبلاگت رو عوض كن تا راحت تر بشه وبلاگت رو خوند . من هم لينك وبلاگت رو گذاشتم چون سفر نامه خوندن لذت بخشه و فراغت بال مياورد .
.موفق باشي مجيد قادري از مشهد .

قهوه چی said...

سلام. نمیدونم من نامنظم سر میزنم یا شما فرکانس آپ کردنت متغیر است. به هر حال بعضی وقتا چند بار میام و خبری نیست و گاهی میام میبینم چه نشسته ای که چندین و چندتا آپ زیبا و خواندنی فرستادی.